ایرانیان وقتی زورشان به یک قدرتی نمی رسد

ایرانیان
وقتی زورشان به یک قدرتی نمی رسد، 
ابتدا با آن زور ، همراه و همقدم میشوند 
و بعد
با استفاده از اهرمهای اندیشه ای و مرامی همان قدرت ، پدرش را در می آورند.

 

این ... انتقامگیری ...  در حیطه ی عقیده و نظر است. مثل موریانه ای که
از درون می پوساند ، آن قدرت را تهی می کند اما خلاقانه . 
چطور؟
نخست: بی صدا 
دوم: ذهن تهی کرده ی ‌‌دشمنش را با ملایمی تمام ، با عقیده و مرام خودش پر میکند .
چنان با ظرافت که خصمشان ، با افتخار و غرور ، به سازشان می رقصد.
... بروید سرانجام اسکندر و جانشینانش در ایران را بخوانید 
و دگرگونی جانشینان چنگیز  را در ایران  !

رفتار ایرانیان
آبگونه است. 
در ظرف زمان و مکان.

... بشخصه، این ویژگی ایرانی ام را نمی پسندم. اما چه کنم از حقیقتی که هست.

ایران
این بوده است.

منویات عموم

مقاومت در نبرد ۸ ساله، نتیجه ی همخوانی منویات عموم با جریانات کلی امور بود. 
وجود منویات عموم، لزوما به معنی درستی نظر آنان نیست بلکه به این سبب است که قدرت ناشی از خواست عموم، هر مانعی را از پیش پا بر میدارد.
درست ی نظر عامه، بسته به شرایط و مقدماتی دارد که خود داستان دیگری ست!

عید غدیر

عید غدیر
عید مقاومت ایرانیان است بر برتری جویی و تبعیضی که حاکمان و امرایشان به نام دین ، بر آنان روا می داشتند.

وقتی در اوج عطش که ماندی

وقتی در اوج عطش که ماندی
به سوی هر جرعه ای دهان باز می کنی
حتی اگر بدانی که آن جرعه
در کف قصاب توست!

با اراده ی خودت  

اراده خدا بر این است که تو
با اراده ی خودت  
عمل کنی .

بنابراین
همیشه 
در مقابل نتیجه ی اراده ی خودت قرار داری!
پس
در ناملایمات
جز " خود " ت
کسی را صدا نکن!
... اراده ی خدا بر این است که تو
نادی و منادی خود باشی!

سرچشمه ی همه ی ستیزها

سرچشمه ی همه ی ستیزها
همین " خود حق پنداری" و باطل انگاشتن دیگران است.
هر چند این ، مختص فقط دینداران نیست اما
دین هم این خصیصه را داراست و با این تفاوت که بدان تقدس می بخشد.

یکدیگر را نکشید!

عمری ست که مومنانه هجوم به کشتن گوسفندان می بریم بی آنکه بدانیم فلسفه ی تاریخی این ماجرا چه بوده است.
از همه ی این داستان فقط " اطاعت" ابراهیم نبی از خداوند را به یاد می آوریم، بی آنکه به یاد بیاوریم که ابراهیم ع چه چیزی را اطاعت کرد و امر خداوند چه بود؟
... امر خداوند این بود که
ای آدمیان!
حتی برای من ( خدا ) هم که شده
یکدیگر را قربانی نکنید!
یکدیگر را نکشید!
... نکشید!!!

فلسفه ی عید قربان

فلسفه ی عید قربان
" قربانی کردن گوسفند " نیست ،،،
" قربانی نکردن انسان " است .

به یاد داشته باشید که پدران ما فرزندانشان را به درگاه خدایانشان قربانی میکردند . خدای ابراهیم با بهترین زبان با مردم ابراهیم سخن گفت .

کاه ها رو خودم آتیش زده بودم!

... بچه که بودم  
یکی اومده بود و یکریز از ماجرای آتش گرفتن شب پیش کاه های "سنگ پل" تعریف میکرد!
آخر هر جمله ش هم با آب و تاب می گفت: " ... نمیدونی چه خبری بود ...!"...  

خیلی از گزارشهاش هم غلط بود . آخر ، هیشکی به اندازه ی من از اصل ماجرا خبر نداشت !!
 چون کاه ها رو خودم آتیش زده بودم!!

سپاس از خدا یعنی همین!

جود و کرم و رحمت و ... جزو ذات "رب"ه !! ... مثل چشمه که اگه نجوشه ، چشمه نیست. مث آب که خیس بودن در ذاتشه! 
پای خدا رو زرته زرته وسط نکشین! این کارا اهانت به خداست مث اینکه از چشمه تشکر کنیم که می جوشه! ازش تقدیر کنیم که خیسه!
خودشم اگه میگه سپاسگزار باشین،،، داره به ما درس میده که نسبت به هم سپاسگزار باشین! ... 
منحصر کردن بیان حس نیاز و رفع اون فقط و فقط  به "خدا" و اعلام بی نیازی نسبت به غیر ، در حالت افراطیش این توهم رو به وجود می آره که ما طبق سلیقه ی خودمون تعامل می کنیم و کم کم میشیم نایب خدا ! ...
... اینجور پیش بریم که ؛ آفریدگار ما از سر رحمت و کرم و مهربانی ما رو آفریده در حالی که نسبت به هم نیاز داریم. هیچ کدوم ما بی نیاز از دست و پا و فکر دیگری نیست!... کمک همدیگه باشیم!
سپاس از خدا یعنی همین!

تاریخ ما تراژدی ست

قسمت های زیادی از تاریخ ما تراژدی ست .

آن قدر که خیال می کنی به واقعیت نمی ماند

و ذهنی حادثه جو و خونبار آن را نوشته است.