رویای تغییر جهان

ای کاش آنانکه رویای تغییر جهان ( ی ) را دارند ، 

اول از همه به جهان وجود خود بنگرند 

و دوم این که مدام از خود بپرسند :

 تغییر "کدام جهان" 

و "با چه قیمتی"؟

 

توک توک

این عقربه ها برای همه ، یکسان تیک تاک می کنند اما

هر کسی بر شیوه ای ،

بر چیزی که عقلش می رسد، توک توک می کند.

... مهم این است که

بر چه چیزی  و  چگونه  توک توک می کنی!

... چه کسی دستانش را بر دهانت گذاشته است؟

می گفت : محض رضای خدا ، نامزد انتخابات می شوم!
می گفتم : محض رضای خدا نشو !!

می گوید : برای خدمت به مردم آمده ام !
می گویم : دستانت را از روی دهان مردم بردار ! ... این مردم اگر نخواهند بیش از این به شما زحمت خدمتگزاری بدهند، چه کسی را باید ببینند؟

هر چیزی حدی دارد حتی خوبی!
خدمت کردن به مردم کار خوبی است اما بیش از اندازه اش ملالت می آورد. 
مردم گاه ظرفیت داشتن خدمتگزاران خوب ی چون تو را ندارند . آن ها را به حال خودشان بگذار !
به دیگران اصرار نکن که برایشان از خودشان  هم مهربانتر و داناتری! ...  کمی با خودت مهربان باش! 
خودت بر تو حق ی دارد.
با او حرف بزن !
نمی توانی؟
... چه کسی دستانش را بر دهانت گذاشته است؟

"نهنگ" ، در قصه ی حضرت یونس

"نهنگ" ،

در قصه ی حضرت یونس،

نماد بود ؛ 

نماد "مردم"!

دهان مردم ، ویترین ذهن مردم است.

کیست که نداند ؛ دهان مردم ، ویترین ذهن مردم است.

در واقع

در امروز جهان

ما سریع تر از همه ی زمان های تاریخ

در ذهن مردم

در ذهن تاریخ 

زندگی می گذرانیم.


 

شرف حکم می کند که بدانی

شرف حکم می کند که بدانی /// "دانستن" حکم می کند که بنگری و گوش کنی و بخوانی /// ... بقیه ش را حافظ به تو می گوید:

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی 

وای ! انسان ، چه قدر تشنه است

وقتی که بیشتر فکر می کنم ،

متوجه می شوم که ؛

" وای !

انسان ، چه قدر تشنه است"!

 

وقتی کسی تبر به دست می گیرد

وقتی کسی تبر به دست می گیرد که نهالی را بکشد و یا تفنگی تا پرنده ای را ،

این بی گمان این آمادگی را دارد که آدم هم بکشد .

تلاش آگاهانه ، خود پیروزی ست .

تلاش آگاهانه ، خود پیروزی ست .

مژده ی آوردن نان

تا کسی را گرسنه نگه نداری ،

نمی توانی به او مژده ی آوردن نان بدهی !!

بی عقلی

بی عقلی ،

چیزی شبیه بی خانمانی است .

همه چیز از "نان" آغاز شد .

همه چیز ازآب،جان گرفت اما از "نان" آغاز شد .

گنج ها در دل زمین خفته اند

هنوز هم گنج ها در دل زمین خفته اند. این به این معناست که

هنوز هم آدمیان روی زمین ، آدم نشده اند .

مداحان ، بزرگترین هنرمندانند .

اگر از بالاترین نشانه ها و هدف های یک ( اثر )  "هنر"ی ، فقط و فقط تاثیرگذاری بر روح و حس درونی آدمی باشد ، به یقین برخی از این مداحان ، بزرگترین هنرمندانند .
چنین حسی را از قدیم در مورد روضه های مرحوم شیخ احمد کافی داشتم. شیخ کافی از این رو هنرمند کم نظیری بود . شجریان وادی خودش بود . بر برخی روضه های او من جمله "دو طفلان مسلم" ، میتوان موسیقی نوشت .  اما واقعیت دیگر این است که در گذر زمان ، این تاثیرگذاری ها شدت و ضعف پیدا میکنند زیرا همه ی آنچه که باید باشد فقط آن اثر هنری نیست بلکه در آن سوی دیگر باید دریافت کننده ی نهایی را که "زمان" است و شاکله ی ذهنی و روحی مردمان هر زمان ، باید مد نظر داشت .
آن چه حقیقت است این است که هر چند ممکن است آرایه ها و پیرایه های ساختاری و محتوایی بسیاری بر اثر "زمان" محو گردد اما بن مایه های هنری یک اثر هنری گم نمی شوند. مثلا شما امروز شمشیرها و سپرهای بسیاری در موزه ها می بینید که البته به کار نمی آیند اما بسیار گران قیمتند و عقلا سعی در حفظ و نگهداریش دارند.
 

به روز باش!!

زمان دارای شعور است. سعی کن به زمان برسی و حتی از آن جلوتر باشی وگرنه این اوست که بر تو تکلیف خواهد کرد.
گذر "زمان" تکلیف هر آنچه را که تو از حل ش ناتوانی ، مشخص خواهد کرد.
به روز باش!!

"مرد" بلندترین جمله ی دنیاست!

یکی نوشت : جمله ی بلندی بگو بدون نقطه
نوشتم : مرد !
توضیح خواست . نوشتم :
"مرد" بلندترین جمله ی دنیاست! بقیه ی کلماتش رو مثل بغضی در خود فرو  برده .

زور جهل بسیار است .

زور جهل بسیار است .

بی بخار که نیستی !!

نگو : " نمی توانم" !

بی بخار که نیستی !!

... یک " آه " تو ،

 بخار تو را  به هستی متصاعد میکند .

 

بی شک ،  ستم ، رفتنی است

بی شک ،  ستم ، رفتنی است . حتی اگر آن ستمگر خود تو باشی !!

کثیف ترین موفق دنیا

موفقیتی از این بزرگتر نیست که زندگی آسوده ای داشته باشی

و اگر آسودگی تو در ناآسودگی دیگران است ،

این موفقیت را به کثیف ترین موفق دنیا تبریک می گویم.

بدون آزادی

بدون آزادی ، همه چیز مرده است جز مردگی !

بزرگترین شاعرشان

... هر وقت دیدید

ایرانیان ،

بزرگترین شاعرشان را

" خیام "  میدانند ،

بدانید که

روی به رستگاری نهاده اند.

اقرار درونی به "خار بودن"

چه بسا همان جاهایی که فکر می کنی بهترینی ، بدترینی !
گاهی بوی یک گل ، آنچنان در تو می پیچد که خود را گل می بینی در حالی که 
خاری بیش نیستی و همسایگی با یک گل ، تو را به چنان توهمی رسانده است .

اقرار درونی به "خار بودن" ، تو را به "گل شدن" می رساند .

... یقین می کنم خار نیستی ، وقتی اقرار و ایمان "گل شدن" ، تو را به همسایگی گل ها می برد .

​​​​​​​ " نمی دانم " !

رفتن به سمت " توانایی " ، "دانایی" می خواهد

و رفتن به سمت " دانایی " ، " شجاعت "  . 

 

... شجاع باش آن قدر ،

که وقتی چیزی را نمی دانی ،

بتوانی بگویی :

" نمی دانم " !

وقتی پلکها بسته است !!

روشنای روز،

ظلمات شب ،

با هم چه فرقی دارند ،؟

...  وقتی پلکها بسته است !!

قلب شیر در سینه ی شغال

قلب شیر را 
بگذارید در سینه ی شغال

فکر عقاب را 
بگذارید در سر مرغ خانگی

 

... وای چه می کشد آن قلب !!
... وای چه می شود این فکر !!

زیباست ، زیرا دوستش دارم .

زیباست ، زیرا دوستش دارم .

قلب کاخی ست با ستونهایی از اندیشه ...

قلب آدمی ،


کاخی ست

با ستونهایی از اندیشه ...

 

خدای هر کسی به اندازه ی قلب اوست .

خدای هر کسی به اندازه ی قلب اوست .

​​​​​​​به دنبال خداوند ، در هیچ جایی جز درون خود نگردید !

خداوند ، آن چنان بزرگ است ،

که جز در قلب آدمی در هیچ جایی جا نمی گیرد.

اگر آدمی اید ،

پس ،،،

به دنبال خداوند ، در هیچ جایی جز درون خود نگردید !