کاه ها رو خودم آتیش زده بودم!

... بچه که بودم  
یکی اومده بود و یکریز از ماجرای آتش گرفتن شب پیش کاه های "سنگ پل" تعریف میکرد!
آخر هر جمله ش هم با آب و تاب می گفت: " ... نمیدونی چه خبری بود ...!"...  

خیلی از گزارشهاش هم غلط بود . آخر ، هیشکی به اندازه ی من از اصل ماجرا خبر نداشت !!
 چون کاه ها رو خودم آتیش زده بودم!!

واسه خودشون دعا کنن!

... ما رعیت، برای بزرگامون دعا می کنیم. بدبختی اینه که پیشینه ی تاریخی بزرگامون بیشتر به دعاگویان میخوره تا ما . پس، خدا کنه که خودشونم یه وقتایی واسه خودشون دعا کنن!

نقش ریش سفیدها

نقش ریش سفیدها در پایان دادن به دعواهای عصر قومی-قبیله ای . هنوزم که هنوز است برخی قومیت ها به این ویژگی فرهنگی ارج می نهند و بالای تصمیم ریش سفیدها حرفی نمی زنند.
یا
تا چندی قبل ، اختیار شوهردادن دختران  - کاملا  و عمدتا - با پدر و پدربزرگ و ... بود.دختران در پرده ، برده و برده می شدند و این پردگی را به صورت تربیت، به نسلهای بعد انتقال می دادند. البته اگر الان چنین چیزی را روز به روز کمرنگ تر می بینید، نشان این است که انقلاب عظیمی در فرهنگ عمومی در حال رخ دادن است . بهتر است بگوییم؛ رخ داده است!

دویدن

- آدم نادان چه می کند؟
- جستجو!
مثل آهویی تشنه که دشت ها و دامنه ها را می دود .
( - و اگر ندود!؟؟
- آدم نیست . چیز دیگری ست! )
- سیراب می شود؟
- هرگز!
تشنه تر می شود . آگاه تر می شود بر ناآگاهی های خویش.
- سپس چه می کند؟
- بیشتر می دود!
- خسته نمی شود؟
دویدن و بدون خستگی؟ ... اما شوق رسیدن به چشمه ای دیگر ، شادابش نگه می دارد.
- این همه ، چه فایده ای برای او دارد؟
- دویدن !!!

یوسف ذوق تو گم شد در چاه ستم

تک بیتی داشتم در همین وب به آدرس : http://shhr.blogfa.com/post/210
و چنین نوشته بودم:

در سکوتی که گمان نیست به رازی برسی

در خودم چنگ زدم تا تو به سازی برسی !

خیلی دوست داشتم ادامه اش بدهم اما چند سالی است که در همان "سکوت" مانده ام .


دوستی از دوستان عهد دقیانوس من تا کنون ، که اتفاقا "یار غار" _ غار کف و کهف با هم _ بود و امروز دور از هم ، نه اینکه خواسته باشد شاعری کند ( که اصلا او را نیازی به شعر نیست که شعر ، از اهدافش برانگیزاندن حس و عاطفه ی آدمی ست به سمت شعور و آگاهی و ایجاد تعادل آدمی در کوران و کوره ی زندگی و نزدیک شدن به فضای روشن منطق سازنده فردی و اجتماعی .
او میخواست با توجه به شناختی که از من دارد ، به زبان خود من _ که شعر است _ به من بفهماند و مرا به جهان حقیقی خودم نزدیک و نزدیکتر و امیدوارتر کند و الا ) او تا امروز حاجتی به درگاه خداوندگار شعر ندارد.حضرتشان، متاسفانه تا حدودی متوجه فضای روحی من است. "متاسفانه" از این جهت که مایل نبوده ام و نیستم کسی به اندازه ی ذره ای به "جنون" خودخواسته ام نزدیک شود یا متوجه آن گردد. علی ای حال ، گاه در میان اطرافیان ، زیرکانی اینچنین نیز پیدا میشوند هر چند "جنون" اگر جنون باشد، راه خودش را پیدا خواهد کرد.

گرچه  طوفان بلا زورق حست بکشست
وقت آن است که تو، باز به دریا برسی
سعدی و حافظ و شهریار همه تنها بودند
بهتر آن است که تو هم تنهای تنها برسی
شعر عیسای تو مهر بود برای یاران
دم باز کن که تا باز به مسیحا برسی

یوسف ذوق تو گم شد در چاه ستم
صبر ایوب بگیر تا به زلیخا برسی

بلبل خوش غزل دوست درانبار*بودی
چه جفایت شده ای دوست! بدین جا برسی؟
قلم عشق بگیر  و بال احساس بگشا
تو همانی که باید به ثریا برسی


انبار= مرکز تربیت معلم انبار علوم 
از طرف
ع . ع
یکی از دوستان عهد انبارالوم

"دکمه های پیراهنت را ببند"

وقتی به زنی می گویی :
 "دکمه های پیراهنت را ببند" ،
ساده ترین معنای این حرف این است که شما
به ورای دکمه های او چشم داشته ای
و این خود تجاوزی از سر حقارت و حماقت است .

آن که بخار دارد ، سر و صدا ندارد .

آن که بخار دارد ، سر و صدا ندارد .

سرد روزها ،  من همیشه از دو راه متوجه میشوم که سماورم به جوش آمده . 
یکی از بخار روی شیشه ی پنجره می فهمم که سماوری که روی اجاق گذاشته ام به جوش آمده . با اینکه بین سماور و شیشه فاصله ایست اما اثرش را با بخاری که از خود متصاعد می کند ، روی شیشه می گذارد . 
 دوم ، وقتی می بینم که سماورم ساکت است ، معلومم میشود که جوش آمده .
این حالت مرا به این نتیجه رسانده که آدم ها هم شبیه همین سماورند ؛ 
وقتی به حالت "رسیدن " و "پختگی" که می رسند با بخارشان در هر حالت اثرشان را میگذارند و هیچ ادعا و سر و صدایی هم ندارند .

راه خداوند را هموار سازید

شهادت یحیی
19 این است شهادت یحیی آنگاه که یهودیان، *کاهنان و لاویان را از اورشلیم نزدش فرستادند تا از او بپرسند که «تو کیستی؟» 20 او معترف شده، انکار نکرد، بلکه اذعان داشت که «من مسیح *نیستم.» 21 پرسیدند: «پس چه؟ آیا ایلیایی؟» پاسخ داد: «نیستم.» پرسیدند: «آیا آن پیامبری؟» *پاسخ داد: «نه!» 22 آنگاه او را گفتند: «پس کیستی؟ بگو چه پاسخی برای فرستندگان خود ببریم؟ دربارۀ خود چه می‌گویی؟» 23 یحیی طبق آنچه اِشعیای پیامبر *بیان کرده بود، گفت:
«من صدای آن نداکننده در بیابانم که می‌گوید،
”راه خداوند را هموار سازید.“‌»

کتاب مقدس / یوحنای 1

"بابایی ! میگو میخوام !!"

ساعتی پیش ، از سر ناچاری زدم زیر آواز :
" حدیث مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو ... "
بعد از 30 ثانیه ای پسر کوچولویم میگوید :
"بابایی ! میگو میخوام !!" و خواسته اش را مکرر کرد .
در شگفت بودم که این بچه چطور به یاد میگو افتاده در حالیکه در خانه میگویی هم نیست!
... ناگهان قاه قاه خنده ام بلند شد وقتی که متوجه شدم این طفلکی "می گو" این آواز را با "میگو" یکی دیده !!

سرقت میکند "جن گونه!!"

به یاد سارق فوق حرفه ای منزل خودم جناب استاد "ح م" می افتم که سالهاست مشغول سرقت است و تمام دم و دستگاههای پلیسی و قضایی شهرم او را میشناسند و در هر جلسه ی دادگاه هم دو وکیل دارد و همینجور و همینجور با قوانین و مجریان آن لاس میزند و اخیرا در این سری پرونده ها تقاضای اعسار داده وطبق سالهای گذشته میرود زندان و می آید و میزند و میرود و میزند و ....
قسم میخورم که قاتل آتنای کوچولو انگشت کوچیک او هم نمیشود!
سرقت میکند "جن گونه!!" بسیار هم بلند نظر است؛ به کمتر از طلا و لبتاب اعتنا نمیکند.
اگر فقط طلاهایتان را بدزدد، به هیچ وجه متوجه سرقت طلاها نمیشوید تا زمانیکه جشنی پیش آید و بخواهید سراغ طلاها بروید. در اینصورت هم طبیعی ست که به خودی ها و نزدیکان شک میکنید. دزد کاردرستی ست. کلکسیونی از هنرها را با خود دارد.
تازگیها به او علاقمند شده ام. جان میدهد برای فیلمسازی و داستان نویسی . او اصلا هنرپیشه و کارگردان قهاری نیز است . ختم همه چیز است.در جلسات آخر دادگاه او را "استاد" خطاب میکردم. من ی که این کلمه را به راحتی برای کسی به کار نمی برم!
هر چند دل مرا بسیار داغ کرده و دو لبتاب با یک عالمه خاطراتی که در خود داشته اند و طلاهایی که برخیش یادگاری بوده است ، برده و مثل همه ی سرقتهایش - توی چشمت نگاه میکند و قسم خوران - انکار میکند ، میدانم که با وجود این اوضاعی که من میبینم به این راحتی کسی حریفش نمیشود و حالا حالاها سایه اش بر سر شهر من مستدام خواهد ماند.

من(چپ) و پسرم(راست)

من(چپ) و پسرم(راست)

Seied Hasan Hoseini Roudbareki's photo.
Samad Azizpourian
Samad Azizpourian
به به. خدا حفظ ش کنه بجای ما ببوس 
Seied Hasan Hoseini Roudbareki
Seied Hasan Hoseini Roudbareki
سلامت باشي خاطرات جواني ام! ... ما هم از دور "سامان "ي را كه نديده ايم مي بوسيم. 

شبیه خودت شده سید

 

 Seied Hasan Hoseini Roudbareki added a new photo.
Seied Hasan Hoseini Roudbareki's photo.
Ashraf Gilani 
Ashraf Gilani
شبیه خودت شده سید
 Seied Hasan Hoseini Roudbareki
Seied Hasan Hoseini Roudbareki
بلاتشبيه ! ... ههههههه !!!

جانم ، عزیز بابا......

 

عزیییییییز دلم!

محل

Photo: ‎با اسماعیل از جنگل به طرف ده می اومدیم . کی؟ ... پارسال پیرارسال‎

سفر مشهد فروردین 92

Photo: ‎فروردين امسال ... جاده ي شاهرود
براي بهتر ديدن عكس ، زحمت بكشيد و روش كليك كنيد.‎

Photo: ‎ساعتی پیش / کنار خونه ی آقاجون / ...‎

91/10/23 ... آهنگرمحله ، یک قدم اونطرف تر!

91/10/23 ... آهنگرمحله ، یک قدم اونطرف تر!

Photo: ‎91/10/23 ... آهنگرمحله ، یک قدم اونطرف تر!‎

آهنگرمحله ... یک قدم اونطرف تر!

91/10/23 ... آهنگرمحله ... یک قدم اونطرف تر!

Photo: ‎91/10/23 ... آهنگرمحله ... یک قدم اونطرف تر!‎

آهنگرمحله ي سالهاي دور

آهنگرمحله ي سالهاي دور . دانش آموزان و معلمين با مرداني از ده در نقطه اي كه امروز ميدان اصلي روستاست.
Photo: ‎آهنگرمحله ي سالهاي دور . دانش آموزان و معلمين با مرداني از ده در نقطه اي كه امروز ميدان اصلي روستاست.‎
2 ·

آهنگرمحله ... روزهايي كمي دورتر!

آهنگرمحله ... روزهايي كمي دورتر!
... با تشكر از دوست همروستايي ام "علي ندري" كه در جمع آوري عكسهايي اينچنين ، تلاشي ستودني به خرج داده بود .

Photo: ‎آهنگرمحله ... روزهايي كمي دورتر!
... با تشكر از دوست همروستايي ام

profile picture

رویش در هر شرایط . حتی شرایطی خطرناک

سه چند روز پیش ، از فاصله ای نسبتا دور ، سه چند نوجوان را دیدم که عقب خودرو ام جمع شده اند . نشسته و نیم خیز . نگران شدم و به سمتشان رفتم . با کمال تعجب دیدم که با گوشی هایشان مشغول عکسبرداری اند .
جوانه ای کوچک ...
رویش در هر شرایط . حتی شرایطی خطرناک
یکی به طعنه گفته بود ؛ باید از ایران خودرو به خاطر این جایگاهی که برای رویش گیاهان در اتومبیلهایش آماده می کند ، تشکر کرد !
Photo: ‎سه چند روز پیش ، از فاصله ای نسبتا دور ، سه چند نوجوان را دیدم که عقب خودرو ام جمع شده اند . نشسته و نیم خیز . نگران شدم و به سمتشان رفتم . با کمال تعجب دیدم که با گوشی هایشان مشغول عکسبرداری اند . 
جوانه ای کوچک ...
رویش در هر شرایط . حتی شرایطی خطرناک
یکی به طعنه گفته بود ؛ باید از ایران خودرو به خاطر این جایگاهی که برای رویش گیاهان در اتومبیلهایش آماده می کند ، تشکر کرد !‎

Seied Hasan Hoseini Roudbareki

سفرنامه ي تصويري ... اردبيل - خلخال ... 1391/2/28

‏Photo: سفرنامه ي تصويري ... اردبيل - خلخال ... 1391/2/28‏

دشت سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14

‏Photo: دشت سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14‏

دشت سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14

‏Photo: دشت سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14‏

... من با اسماعیل نرسی ...

‏Photo: جنگل سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14
... من با اسماعیل نرسی ...‏

دشت سمرو ... آهنگرمجله ... 1391/3/14

‏Photo: دشت سمرو ... آهنگرمجله ... 1391/3/14‏

سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14

سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14

‏Photo: سمرو ... آهنگرمحله ... 1391/3/14‏