دال این گاو

همه ی اتفاقات زندگی طبیعیه .

این ماییم که با ندانمکاریهامون

میریم سر شاخ گاو حوادث میشینیم.

چه خوبه که همه مون ، همیشه عاقل باشیم.

اول از همه خودم!


... وقتی که عاقل باشیم ،

بجای رفتن سر شاخ گاو حوادث ،،،

خود به خود دال این گاو میاد تو دستمون !

دال ، یعنی همون پستوناش !!!

چو پرده دار به شمشیر میزند همه را

یاد اون شبی افتادم که مناظره ی احمدی نژاد و موسوی بود. دلم بهم گفته بود که شب مهم و مناظره ی مهمیه. شبی که به راحتی به صبح نمیرسه ، که هنوزم نرسیده! دلم یه کمی برای موسوی سوخته بود . حس میکردم مناظره براش مث دو ماراتن شده ؛ نفس نفسش رو حس میکردم . انگاری توسط لشکری از اجنه محاصره شده ...
خیلی دوست داشتم که عواقب اون مناظره رو بدونم . عقلم به جایی کش نداد جز اون روزی که توی حیاط دانشکده ، ساعتی قبل از بازی تاریخی فوتبال ایران-استرالیا که همه ی بچه ها دوست داشتن نتیجه ی بازی رو بدونن، فالی به حافظ زدیم و برخلاف باور بیشتر بچه ها ، حافظ مژده ی یک پیروزی ایی رو داده بود که با جان کندن به دست میومد.
بعد از دیدن فیلم مناظره ( چون موقع پخش مناظره مجلس عقدی دعوت بودم اما به دستگاه گفته بودم که مناظره رو برام ضبط کنه تا بعد از اومدن از مجلس عقد ببینمش که دیدم) دستانم ناخودآگاه رفت به سمت دیوان حافظ . در بالای صفحه ، این ابیات آمده بود :
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم ...
... چو پرده دار به شمشیر میزند همه را ...
و باقی غزل .

آن قاضیان گمنام آمریکایی

"مرگ آمریکا" و "مرگ بر آمریکا" را به تاخیر می اندازند ، آن قاضیان گمنام آمریکایی

که با دو خط "حکم" خود ،

دستورات قدرتمندترین مرد مملکت ( رییس جمهور ایالات متحده ) را باطل میکنند .

شعور ذاتی طبیعت

شعور ذاتی طبیعت از او آینه ای ساخته است که هر


نوع رفتار ما را به خودمان برمیگرداند.