خواجه شمس الدين به كمك همسر سلطان احمد تكودار به وي تلقين كردند كه مجدالملك با شاهزاده ارغون دست يكي كرده و سوء قصد دارد. در همان چادر عطاملك جويني محاكمه اش كردند. همان جا پيكر او را قطعه قطعه كردند و اجزاء جسد او را بريان كرده ، خوردند ! سپس بقيه ي اعضاي او را هر يك به ناحيه اي فرستادند. از آن جمله سر او را به بغداد بردند و شخصي آن را به صد دينار خريد و به تبريز فرستاد. پاي او را به شيراز و دستش را به عراق فرستادند.

روزي دو سه سردفتر تزوير شدي

جوينده ي مال و ملك و توفير شدي

اعضاي تو هر يكي  گرفت  اقليمي

القصه به يك هفته  جهانگير شدي