مير داماد (مير محمد باقر بن.....)
امشب اين دل سوز عشقت بر سر جان كرده بود
دوزخي در يك گياه خشك پنهان كرده بود
ماجراي شب چه مي پزسي ؟ نصيب كس مباد!
آنچه با جان من امشب روز هجران كرده بود
خواست غم كز خانه ي جانم رود نگذاشتم
گرچه اين ويرانه را با خاك يكسان كرده بود ......
************ *****************
"اشراق"! دل از غم بتان شاد مكن
بتخانه به سنگ كعبه آباد مكن
اين دير بلا را سر آبادي نيست
تو بر سرسيل خانه بنياد مكن
دوزخي در يك گياه خشك پنهان كرده بود
ماجراي شب چه مي پزسي ؟ نصيب كس مباد!
آنچه با جان من امشب روز هجران كرده بود
خواست غم كز خانه ي جانم رود نگذاشتم
گرچه اين ويرانه را با خاك يكسان كرده بود ......
************ *****************
"اشراق"! دل از غم بتان شاد مكن
بتخانه به سنگ كعبه آباد مكن
اين دير بلا را سر آبادي نيست
تو بر سرسيل خانه بنياد مكن
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۲۲ ساعت 22:44 توسط سيد حسن حسيني رودباركي
|
آشناشوم.آشنايي يابم.آشنايي كنم.آشنايي دهم.