• Seied Hasan Hoseini Roudbareki
    به كجا چنين شتابان ؟

    شعر / پليس / جاده ... گيلان 1391/1/7
      · Friday at 4:03pm
      • Gita Soltani گون از نسیم پرسید ...
        Friday at 4:12pm · · 1
      • Seied Hasan Hoseini Roudbareki پليس از راننده پرسيد ... ممنونم گيتاي عزيز !
        Friday at 4:17pm · "}"> · 1
      • Gita Soltani این روزها دیگه نمی پرسند ... در جا جریمه می کنند ... :) ...
        Friday at 4:26pm · "}">
      • مرتضی قاسمی یه روز سر کلاس دکتر ایرانزاده یکی از دخترای کلاس می‌خواست اظهار فضلی بکنه و خودی به استاد نشون بده. آخرای کلاس بود که یهویی بدون مقدمه داد زد: استاد! این شعر مال کیه: به کجا چنین شتابان؟ «گوزن» از نسیم پرسید... آقا ما رُ می‌گی! خودت می‌تونی عکس‌العمل دکتر ایرانزاده و از اون طرف عکس‌العمل منُ چند تا پسر دیگه رُ تصور کنی :)))
        Friday at 4:27pm · · 1
      • Seied Hasan Hoseini Roudbareki باز دست شفيعي كدكني درد نكنه كه به كمك اومد ...
        Friday at 4:28pm · "}">
      • Alireza Ashoori بنزی از پراید پرسید /تو به این نحیفی اما / توی جاده کورس میزاری/ سر پیچ کم میاری / یهویی چپ می کنی بعد/ منو بازجا میذاری
        Friday at 4:32pm · · 1
      • Seied Hasan Hoseini Roudbareki هههههه هاهاهاهاها ... اي مرتضي !! ...اين هم از بهترين دانشكده ي ادبيات ايران . ميگم شايد يادت نياد اولين روز دانشكده كه جشن جديدالورودي ها بود ....سال 1375 ... يادت مي آد؟ ... چند غلط نگارشي بر پارچه ي خيرمقدم سالن آمفي تاتر ... در قسمت پرسش و پاسخ ، يكي از جديدالورودي ها اين مطلب رو نوشت ... گفت : هر كي درست بگه بهش جايزه ميدم! ... 4 غلط نگارشي در اون بود . مسئولان دانشگاه اون نوشته رو به سمع جمعيت نمي رسوندند . من تعقيب مي كردم . چون اون كاغذ رنگش زرد بود برخلاف باقي برگه ها . فقط اون حاج آقا مسئول نهاد گرفت و خوند . ... عجب ولوله اي شده بود . براي دقايقي جلسه به هم ريخته بود ... 4 غلط در يك بنر دانشكده ادبيات علامه .... مرتضي جان حالا ميدوني چرا من قيد هر چي دانشگاه و ادبيات رو زدم !!؟ ... اشتباهم اين بود كه همونجا ول نكردم !.... اون دانشجويي كه تو گفتي كه ديگه چه انتظاري داري ازش !؟
        Friday at 4:38pm · "}"> · 2
      • مرتضی قاسمی ای بابااااا... سید جان تو نمی‌دونی من توی این سال‌ها چه چیزها که ندیدم. یک بلایی به سر دانشجوها اومده که استادانی مثل شمیسا که ما جرئت نداشتیم جلوشون حرف بزنیم که مبادا اشتباهی مرتکب بشیم٬ کارشون به جایی رسیده که دارن معنی ابیات رُ املا می‌کنن و دانشجوها هم می‌نویسن. توی دورهٔ فوق لیسانس توی دانشگاه کاشان با شمیسا شاهنامه داشتم٬ ولی اصلاً سر کلاس نمی‌رفتم. جلسهٔ آخر بود که دوستان گفتن قراره رفع اشکال کنیم. من هم رفتم٬ ولی چه رفتنی! شمیسا اومد و از اول تا آخر معنی کلمه گفت و معنی بیت! دریغ از یک سؤال درست و حسابی! دلم براش سوخت... اون که توی دانشگاه علامه بهترین جواب‌ها و بهترین سؤال‌ها رُ مزخرف می‌دونست و دون شأن دانشجوی ادبیات٬ داشت معنی بیت املا می‌کرد :(
        Friday at 4:44pm · · 1
      • Seied Hasan Hoseini Roudbareki همون موقعها هم صداي پاي اين قضايا مي اومد ... نمونش همين عطرفي بود كه از روز اول ديكته مي گفت . وقتي بهش گفتم ميدوني چي گفت؟
        گفت: شما موظفيد هر چي من گفتم انجام بديد . هر چي نباشه ( با دستش هم نشون ميداد) من يك وجب از شما بالاتر نشسته ام . ...
        اي بابا ! ... بگذريم
        Friday at 4:53pm · "}"> · 1
      • مرتضی قاسمی یادمه٬ یه روز هم همین عطرفی سر مهدی شادمان که نمی‌نوشت داد زد و گفت: قلمت بشکنه! چرا نمی‌نویسی؟ هنوز هم هست و هنوز هم داره جزوه می‌گه.
        Friday at 4:56pm · · 1
      • Seied Hasan Hoseini Roudbareki آآآهاااااي خداااااا ..... خوبيش اين بود كه ماها همديگه رو اونجا ديديم
        من از اين بابت خوشحالم
        Friday at 5:12pm · "}"> · 1