از سفر كه آمدم خانه ، خبرم دادند كه " كريب " ات از دنيا رفته است .
كريب ؛ شخصي است كه در هنگام ختنه شدن فرزند ، به انتخاب اولياي او ، بر بالاي سر او مي نشيند و نقش اصلي تشريفات جشن ختنه سوران را انجام مي دهد .
انتخاب او بر اساس اعتقاد ،
اعتماد و محبتي ست كه صاحب يا صاحبان مجلس نسبت به او دارند . هر شخصي فقط مي تواند يك كريب داشته اما خود كريب چندين نفر باشد .
من خودم كريب خيلي ها بوده ام با خاطرات شنيدني و فراواني كه از آن كريب شدن هاي زوركي و بامزه دارم ... قصه هايش بماند براي بعد .
اما كريب من ، فقط همين " حسين مريم بانو " بوده است . قصه ي كريب شدن او هم جالب بود . مادرم تعريف مي كرد كه يك روز در گرماگرم پنبه چيني ها ، زن حسين كريبت كه صاحب چندين دختر بوده و پسري نداشته است ، نذر مي كند كه صاحب پسري شود و كريبي تو را بر عهده بگيرد . پسردار شد و شد كريب تو !
اتفاقا دو سه روزي قبل از سفرم مسافت روستا تا شهر را با " حسين كريب " م همراه بوده ام . پير شده بود و عصا به دست ... اما سرپا بود ... چه مي توان كرد !؟
خدايش بيامرزد ... كريب مرا ....


( كودكي كه در جلوي او ايستاده ، منم .
 پشت سرمان هم ديگ هاي پلو ، دود دود مي كند ... در جشن ختنه سوراني ام )