مي گفت :
بهراسيد از من كه دستم براي هر كاري باز است
مي گفتم :
بازترين دست ها ، دستان مرگ است
اين تويي كه بايد هراسان باشي ،
از "مرگ" و از من 
(كه از مرگ نمي هراسم )!