این نرگیس عجب نرگیسی بود!
نرگیس! نرگیس! این نرگیس عجب نرگیسی بود!
پسر "ول و واش و بی بند و بار " بعد از ازدواج با "نرگس" ، از این رو به آن رو شد . به "کار" افتاد و "درس" . مهندس شد و بورس خارجه گرفت و از شهر کوچکشان رفتند . همه ی شهر انگشت به دندان مانده بودند که خدایا چطور اینچنین معجزه ای رخ داده؟
هر کسی دلیلی می گفت تا اینکه "مش اسماعیل" گفت:
" نرگیس!! نرگیس!! ... این نرگیس عجب نرگیسی بود!"
جالب اینجا بود که اسم زن خود مش اسماعیل هم نرگیس بود !
... تو چه میدانی که دنیا ی پس از کرونا چطور خواهد شد!؟ شاید چیزی شود که همه بگوییم :
این کرونا عجب کرونایی بود !
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۹/۰۱/۱۹ ساعت 22:19 توسط سيد حسن حسيني رودباركي
|
آشناشوم.آشنايي يابم.آشنايي كنم.آشنايي دهم.