مادر!
هر چه هست زیر سر اوست
تدبیر مادر است که میداند و میتواند ستون (پدر) خانواده را در جایگاه _ آن چه_ حق و درست است بنشاند و در صورت عدم تمکینش ، با مشارکت خانواده راهی برای اصلاحش برگزیند و باز اگر نشد، با هماهنگی تمام اعضای خانواده ، ستون را عوض کند. 
بله ! 
گاه آنقدر شجاع باشد که ستون را هم عوض کند.
اما اگر _به دلایلی_ از شجاعت و درایت لازم برخوردار نبود، فاجعه رخ می نماید.

سعادت آینده ی یک جامعه در گرو تربیت دختران شجاع و با درایت و تدبیر است. دختران آگاه!

داستانی به یادم آمد واقعی:
مردی خانواده اش را به سینما برد. وسط فیلم چیزی را بهانه کرد برای رفتن و گفت احتمالا دیرتر خانه برسم اما او نقشه داشت که زودتر به خانه برود زیرا به خواهرزنش که برای استراحت به خانه شان رفته بود، طمع کرده بود.
"مادر" و بچه ها از فیلم خوششان نیامد. عزم خانه کردند. به خانه که رسیدند.... مادر، همسرش را بر ... در ... دید. 
نکته ی مهم اینجاست!! ... "مادر" در اینجا چه تصمیمی می گیرد؟
این """زن""" در آن لحظه این گونه تصمیم گرفت و اجرا کرد:
"دیگر زندگی من و تو تمام شد"
... و تمام شد.
و با کمک "قانون" ، فرزندان و زن و آن مرد ، هر کدام به مسیر خودشان رفتند.
تاکید میکنم؛
... به مسیر خودشان ...

مشکل ما 
بخصوص مادران این است که از خود و اطرافیانمان انتظار و اصرار داریم که در مسیری که دیگری و دیگران برایمان تعیین کرده اند، حرکت کنیم.
درستش چیست؟
درستش این است که بیاموزیم و بیاموزانیم که بر اساس آن چه درست تر و خردمندانه تر است  ، حرکت کنیم. 
اگر "پدر" خانواده یا جامعه بر همین اساس حرکت کند، به یقین _ حتی اگر خودش نخواهد_ اعضای آن خانواده و جامعه، او را با افتخار به عنوان "سالار" خود حتی به روی چشم می گذارند.
یادتان و یادمان باشد که فرزندان، علی الطبیعه پدر و مادرشان را دوست دارند و بالعکس! ... اما اگر آن شرطی که گفتم رعایت شود، عزت فردی و جمعی فراهم میشود و کامیابی و سعادت روی می نمایاند.
پس
بیاموزیم و بیاموزانیم که بر اساس آن چه درست تر و خردمندانه تر است  ، حرکت کنیم.