نکته ای بر نظر استاد جنیدی
نکته بر نظر استاد جنیدی این است که غربی ها از انقلاب علمی و رنسانس به بعد ، در مطالعه ی تاریخ هم ، مبنا را شهود عینی و مستند تاریخی قرار دادند و هر آنچه غیر مستند و غیر قابل حس بود را اسطوره و ما قبل تاریخ نام نهاده اند. حالا اگر ما اگر این مبنای نامگذاری و تحقیق آنها را می پذیریم، باید انتهای مستندات و شواهد حسی و عینی تاریخی خود را مشخص کنیم و لابد هر آنچه به ماقبلش برگردد، لاجرم اسطوره ای و ما قبل تاریخ نامیده میشود. مثلا ما میتوانیم بگوییم ؛ طبق فلان و بهمان اسنادی، دوره ی مثلا کیومرث و ... تاریخی ست. چنانکه استاد جنیدی عزیز چنین می گوید. این ، چیزی نیست که ما را محق کند که نوع دیدگاه و نوعی از یک زاویه ی مطاالعاتی تاریخ را تبرئه کنیم.
... بهتر و مناسبتر این بود که ما اندیشمندانی در حیطه ی تاریخ و باقی مباحث اجتماعی داشتیم و داشته باشیم که خودشان در طبقه بندی تاریخمان صاحب نظر و نظریه بودند و باشند.
مستلزم چنین ثروتی، "فکر منطقی و فلسفی"ست که متاسفانه کمی لنگ میزنیم. کمی که چه عرض کنم!... یونانیان از این جهت دست پیش را دارند اما کسی دست ما را که نبسته است! ...
... باز هم تکرار میکنم که ما تا زمانیکه دل و مغز و چشممان را از "آسمان" ، _ حتی شده اندکی_ به نفع "زمین" ، برندوزیم، آن "فکر منطقی و فلسفی" لازم برای تبیین مباحث و مبانی اجتماعی و فرهنگی و ... رخ نمی نمایاند.
سخنان استاد جنیدی درست است اما _بدانیم که _ ایراد کار جای دیگریست!
آشناشوم.آشنايي يابم.آشنايي كنم.آشنايي دهم.