باید بروی توی شکم نهنگ! ...
گفت: به جای اینکه بگیم مردم چی میگن ، بگیم: خدا چی میگه ...
اتفاقا اینم از اون افکار غلطیه که ظاهرش به حقیقت میمونه اما اشکال بزرگی توش هست؛ ... اینا نمیدونن همینطور که "یدالله مع الجماعه" است، فکر و اراده ی خدا هم در میان مردم پراکنده شده. به همون اندازه ی که در میان مردم هستی ، در میان فکر و دست و اراده ی خدایی! ...
... یه رازی که تا به حال نشنیدی رو بهت بگم؟
... مردم(جماعت) ، اشکالاتشون رو راحت تر قبول میکنن و می پذیرن تا یک "فرد"!! ... بنابراین راحت تر خودشون رو تصحیح میکنن.
اگه به یه فرد بگن: بینی ت کجه! ... ناراحت میشه و ....
اما اگه به یه جماعت بگن: بینی تون کجه!! ... همه می خندن!
"مردم"، از این جهت که بهتر از یک "فرد" ، می بینند و می شنوند و فکر می کنند و تصمیم می گیرند و قدرت دارند، به "خدا"، شبیه ترند!
مردم خدا نیستند اما تو برای رفتن به سمت خدا ، باید بری توی شکم نهنگ! ... شکم مردم! ... دل مردم !!
... برو دیگه!!!
مردم خدا نیستند اما
برای رفتن به سمت خدا ،
باید بروی توی شکم نهنگ! ...
توی شکم مردم! ...
دل مردم !!
اتفاقا در قصه ی حضرت یونس(ع) هم مسئله سر "مردم" است. یونس، از امر خداوند که به او گفته است "به سمت مردم نینوا برو و آنها را هدایت کن"، سر باز می زند. بقیه ی داستان را که می دانید ... بدینگونه تنبیه می شود و ... رفتن به شکم ماهی بزرگ ... رفتن به میان مردم ...
یهوه گیاهی (קִיקָיוֹן، کیکایون در عبری) در کنار پناهگاه یونس میرویاند تا سایهای در برابر نور خورشید بالای سر او ایجاد شود. مدتی بعد، یهوه کرمی را میفرستد تا ریشه گیاه را گاز بگیرد و گیاه خشک میشود. یونس که در این زمان خورشید با بیشترین حرارت بر او میتابد، از حال میرود و از یهوه میخواهد که او را بکشد.
اما یهوه به یونس گفت: «آیا تو حقی داری که به خاطر گیاه عصبانی شوی؟» و او گفت: «حق دارم. من به اندازهای عصبانی هستم که بمیرم.» اما یهوه گفت: «تو نگران این گیاه بودی، هر چند برای آن زحمتی نکشیده بودی و باعث رشدش نشده بودی. یکشبه رویید و یکشبه خشک شد. اما نینوا بیش از ۱۲۰ هزار نفر جمعیت دارد که دست راست خود را از دست چپشان تشخیص نمیدهند و حیوانات بسیار نیز دارد. آیا من نباید برای آن شهر بزرگ نگران باشم؟»
— کتاب یونس ۴:۹–۱۱
آشناشوم.آشنايي يابم.آشنايي كنم.آشنايي دهم.